تبلیغات
گفتم و باز میگویم... - از ... من در تو
 
گفتم و باز میگویم...
شب و روز ، سفید و سیاه
درباره وبلاگ


من و دل هیچگاه با هم کنارنیامده ایم

اومیخواهد بافریادش احساس تنهایی

و غربتم را بیدار کند .. من با سکوتم

مانع میشوم او میخواهد بغضم بشکند

و غرورم را زیر پابگذارد ... این بار من

سکوت میکنم اما او انقد فریاد میکشد

و غوغا به پامیکند که بغضم را بشکند

و آنگاه من فریاد میزنم و میگریم و او

دل سکوت میکند و آرام میگیرد

مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



 

 سادگی ات را از من نگیر

 مثلا بیا همین جا پنهان شو در جیبم

 بر این مرغزار دستی بکش

 و مترسکی بر پا کن ...

 تا غریبی ام در توله های سگی که

 تازه فارغ شده است تقسیم شود

 مثلا بیا کمی بخند و

 لهجه ی دریا را شیرین کن .

 

 پ ن : یکی از دوستان بزرگ و با ارزش بنده ادامه این شعر رو سرودن . ممنون جناب گلزار

 

و بیا کنارم بنشین و حرف نزن فقط سکوت کن

کنارم بمان تا دلم آرام و دلگرم تو باشد

آهسته نیم نگاهم کن و

 زیر چشمی اگر خواستی نگاهم کن

تا با نگاه تو نگاهم آزاد و روشنایی بخشگردد

راستی زبانت را خواستی بگشا

و بگو آنچه در دلت زندانی است

کلمات را با حروف زیبا از زبانت آویزانش کن و

 با طوفانی آن را به بیرون هدایت کن

 تا دیگران بدانند چه در فکر داری و در دل نگاهداشتی

ای مهربانم با من مهربانی کن ... ای وای

 





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : محمد آشنا، تنهایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 2 تیر 1391
مریم
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:31
Simply desire to say your article is as astounding. The clearness to your submit is simply spectacular and i can think you
are knowledgeable in this subject. Well together with your permission allow me to snatch your RSS feed to stay up
to date with imminent post. Thank you one million and please continue the enjoyable work.
جمعه 3 شهریور 1396 13:10
Pretty! This has been an incredibly wonderful article.
Many thanks for supplying these details.
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:27
Howdy! I know this is kinda off topic but I'd figured I'd ask.
Would you be interested in exchanging links or maybe guest writing a blog article or vice-versa?
My blog discusses a lot of the same subjects as
yours and I feel we could greatly benefit from each other.

If you're interested feel free to send me an email. I
look forward to hearing from you! Superb blog by the way!
جمعه 9 تیر 1391 23:05
بیائیم هیچوقت به گذشته فکر نکنیم یا بر نگردیم
روزهای آینده روشنایی پیدا خواهد کرد
سیندرلا اگر برای پس گرفتن لنگه کفشش بازمیگشت
هیچگاه یک پرنسس نمی شد
دوشنبه 5 تیر 1391 21:57
آفریدن جهان به همین سادگی برای خالق بود و ما نیز به سادگی در این جهان زیبا و قشنگ گام نهادیم تا بر آفرینش و زیبایی های خالق سپاسگزار و شاكر قرار گیریم چندی چنین كاری می كنیم و چندی سفت و محكم جهان را چسبیده ایم كه نكند روزی شود و از دستمان در رود بیهوده تفكری دارند آنهایی كه هنوز جهان آفریده شده را ندیده اند و مرگ را‌ آرزوی زود هنگام می خوانند.
شنبه 3 تیر 1391 16:25
اختیار دارید ارادتمند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر