تبلیغات
گفتم و باز میگویم... - حقیقته محض
 
گفتم و باز میگویم...
شب و روز ، سفید و سیاه
درباره وبلاگ


من و دل هیچگاه با هم کنارنیامده ایم

اومیخواهد بافریادش احساس تنهایی

و غربتم را بیدار کند .. من با سکوتم

مانع میشوم او میخواهد بغضم بشکند

و غرورم را زیر پابگذارد ... این بار من

سکوت میکنم اما او انقد فریاد میکشد

و غوغا به پامیکند که بغضم را بشکند

و آنگاه من فریاد میزنم و میگریم و او

دل سکوت میکند و آرام میگیرد

مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



 

معتقدیم که " عصرِ ارتباطات " نام دروغینی بیش نیست . مثل همان پدر و مادرهایی

که دخترهای سبزه خود را " سپیده " مینامند و پسرهای کچل خود را " زلف علی "

و سندرمِ داون دارهای خود را " فهیم و فهمیه " میخوانند ، سیاستمداران و مدیران

و بزرگان بشریت هم به دروغ این عصر را " عصر ِ ارتباطات " مینامند!

این عصر ، عصر ِ " تنهایی و در خود فرو رفتن " است ! اینکه در جیب همه از پیرمرد 

80 ساله محله ما تا بچه های 5 ساله مهد کودکی یک تلفن همراه است دلیلی بر

با هم بودن آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر دلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در

می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی زنگ نمیزند و نمیپرسد"حالت خوب است" 

هیچ کس تو را به نوشیدن قهوه های بی مزه کافه عکس و یا خوردن کیک های

خوشمزه کافه فرانسه و یا حرف زدن در کافه سیاه و سپید با آن مدیر بد اخلاقش

دعوت نمیکند! هیچ کس نمیگوید بیا با هم برویم جاده چالوس کباب و ماهی قزل آلا

بخوریم ... هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر ِ بهاری دعوت نمیکند... هیچ کس

حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشود...وقتی زنگ می زنند باخودت شرط میبندی

که الان می گوید "چه کاری را از تو توقع دارد یا دو دقیقه دیگر و بدتر از آن شرط

می بندی برای پرسیدن حالت زنگ زده است یا کاری دارد و همیشه می بازی و

تماشایی است تعجب دوستان و اقوام وقتی فقط بخاطر دیدنشان بهشان سر

می زنی یا تماس می گیری . سهم ما از ارتباطات گسترش درد سرها و گرفتاری -

هایمان است ."عصر ارتباطات"فقط یک فریب است ما وسایل  ارتباطی را گسترش

داده ایم که مادرها هر زمان دلشان خواست به فرزندان بخت برگشته زنگ بزنند که

" کدوم گوری هستی" زن ها به شوهرهایشان زنگ بزنند " کجایی؟ چرا دیرکردی"

و شوهرها زنگ بزنند که " به مامانم زنگ بزن حالش را بپرس " و فرزندها به

پدرهایشان بگویند" سر راه برای من سی دی جدید بِن 10 هم بخر با چیپس فلفلی

و ماست ِ موسیر! "ما هی هر روز تنها تر شدیم... هی هر روز منزوی تر شدیم...

هی هر روز مجازی تر شدیم ما در دنیای مجازی غرق شدیم ! ما یادمان رفت به

پدربزرگ و مادر بزرگ هایمان سر بزنیم چون هر بار که میخواهیم از خانه بیرون برویم

چراغ اسم یک عالمه از دوستان مجازی ما روشن است و دلمان نمی آید بدون

" گپ زدن " با آنها برویم و وقتی " گپ " ما تمام میشود دیگر دیر شده و خسته

شده ایم از بس با کی بورد حرف زده ایم! این گونه است که وب کم ها زیاد میشود

و اِسکایپ و اوووو ! (همین است دیگر؟ ) همه گیر تر میشوند و اینگونه است که ما

مجازا عاشق "ع "میشویم و "ع "مجازا عاشق " الف " و " واو" میشود و آنها مجازا

عاشق دیگرانی که خود مجازا عاشق دیگران اند! اینگونه است که دلمان نمیخواهد

از پشت صفحه بلند شویم مبادا " ع " بیاید و برود و ما نبینیمش...! اینگونه است که

هی آدم ها تنها تر میشوند ! اینگونه است که ما خواهرمان را دو هفته است ندیدیم

و حرف نزده ایم و فقط سه بار مجازا گپ زده ایم اینگونه است که نیمه شب

میفهمیم  پدرمان یک سفر ده روزه در پیش دارند و ما نمیدانستیم ولی میدانیم که

دختر فلان دوست ندیده دیروز عروسکی خریده است که وقتی دلش را فشاردهی

 " آی لاو یو "میگوید و پسر فلان بلاگر تازگی ها نقاشی میکند عکس نقاشی اش

را هم دیده ایم اما سه هفته است برادرمان را ندیده ایم ! اینگونه است که دیگر

همسایه از همسایه خبر ندارد کبری خانم دارد از فلان سایت خانه داری دستور

سری که هفته ء پیش در "بفرمایید شام" خیلی مورد استقبال واقع شد را میخواند

و اصغر آقا دارد برای سفربه کرمان بجای علی آقا همسایه کرمانی مان از سفر تور

دات کام  مشورت می گیرد! اینگونه است که مردها درمحل کارشان با زنان خانه دار

بیکاری که از تنهایی مینالند چت میکنند و آنها را دلداری میدهند و میگویند زندگی

همین است دیگر ! در حالی که زن هایشان در خانه با مردهای دیگری از تنهایی و

بی توجهی همسران مینالند و دلداری داده میشوند !

 " عصرِ ارتباطات " فریبی بیش نیست .

 باور نکنید لطفا...





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : عصر ارتباطات، دنیای مجازی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 22 دی 1391
مریم
شنبه 14 مرداد 1396 19:58
After checking out a few of the articles on your site, I
really like your technique of writing a blog. I book marked it to my bookmark site list and will be checking back
in the near future. Please check out my web site as well
and let me know how you feel.
یکشنبه 11 تیر 1396 09:43
What's up, all is going fine here and ofcourse every one is sharing facts, that's truly good, keep up writing.
سه شنبه 6 تیر 1396 02:15
Hey there this is kinda of off topic but I was wondering
if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code
with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding expertise
so I wanted to get guidance from someone with experience.

Any help would be greatly appreciated!
جمعه 13 بهمن 1391 23:51
قدم هایم در كنار تو گام بر میدارد
و صدای ضربان قلبت را می شنوم
كه صدا می زند زندگی زیباست
و من برای او می تپم
توكل كن عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر